محمد سعيد جانب اللهى
188
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
سردرد : در ايرانشهر سر مريض را در پوست بز دوقلو مىكنند ، در اين مورد رنگ پوست ملاك نيست ( جانب اللهى ، 1381 : 252 ) . استخواندرد : در آبكنار گيلان بيمار را در پوست گوسفند مىكنند ( ميرشكرايى : 472 ) . كوفتگى و درد عضلات : در قشم اول محل درد را داغ مىكنند و سپس بيمار را در پوست مىكنند ( نوربخش ، 1369 : 316 ) . مارگزيدگى : در گيلان بز زرد را سر مىبرند و پوستش را بر روى محل گزيدگى مىگذارند ( ميرشكرايى : 473 ) . در روستاى شيخ خلف شوش محل مارگزيدگى را بريده ، فشار مىدهند يا مىمكند كه زهرش خارج شود ، سپس داخل پوست گراز يا بزى كه تازه سر بريدهاند مىگذارند و علفى به نام كبر « 1 » را با شير مخلوط كرده به مصدوم مىخورانند تا استفراغ كند ( ترابزاده و ديگران : 142 ) . رماتيسم : در خوزستان پاى بيمار را در پوست گراز تازه شكارشده كه هنوز گرم است مىگذارند ( افشار سيستانى ، 1370 : 319 ) . فرورفتگى استخوان سر : در لرستان و ايلام پوست گاوى كه تازه كشتهاند بر سر بيمار مىكشند كه تا زمان بهبودى بايد اين درمان ادامه يابد ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 278 ) . ختنه : در مهريز گردى كه از تراشيدن خوم گيوه ( قسمت چرمى پاشنه يا نوك تخت گيوه كه از پوست شتر يا گاو است ) به دست مىآمد ، روى زخم مىريختند ( جانب اللهى ، 1386 : 47 ) . در ميمند ( كرمان ) نيز اين ماده را كه به آن بلغار « 2 » مىگويند با روغن و زردچوبه قاطى مىكردند و روى زخم ( عموم زخمها ) مىگذاشتند و آن را مىبستند ( شهشهانى : 109 ) . سرماخوردگى : در اردبيل در سرماخوردگىهاى حاد بيمار را براى يك ساعت در پوست مىكردند ( وجدانىفر و ديگران : 301 ) . سوختگى : در روستاى گاوان آهنگر ( قائمشهر ) اگر ميزان سوختگى زياد بود مريض را در پوست بزغالهء تازه ذبح شده مىكردند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 247 ) . درمان با امعا و احشاى حيوان شبكورى در خوزستان جگر گوسفند را با فلفل سياه مىكوبيدند و با ميل باريكى آن را به
--> ( 1 ) . kabar ( 2 ) . bolq r